خرید شال پرسپوليس و سپاهان در حفره

در آخرين کنفرانس مطبوعاتي ميروسلاو بلاژويچ در ايران، پيرمرد همراه با دستيار خود برانکو ايوانکوويچ روي وايت برد نموداري رسم کرد که منحني سينوسي حرکت تيم ملي ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002 را نشان مي داد.

به نوشته قدس، خطوط اين نمودار سرانجام با نتيجه بازي ايران در بحرين به پايين سرازير مي شد که بلاژويچ از آن به وجود يک حفره در تيم ملي ايران تعبير کرد،اما چهره اش هنگام بيان اين مسايل حالت استفهامي نداشت وخود نيز در آخر گفت که نمي داند چرا چنين حفره اي به وجود آمده و تيمش را از رسيدن به جام جهاني بازداشته است.

سقوط به آن حفره را در آن روزها به گونه هاي مختلفي تحليل و تفسير کردند؛ طيف ديدگاه هاي مختلف از واگذاري عمدي بازي به حريف به دلايل سياسي تا مصرف نا بهنگام کشک بادنجان در شب پيش از بازي که موجب سردي مي شود، در نوسان بود و کمتر کسي آن حفره را يک سوراخ فني و تشکيلاتي دانست.

باختن به بحرين در منظر عام نمي توانست پايه فني داشته باشد، اما از اين قبيل شکستها مقابل تيمهايي که ما آن را در مقياس قاره اي درجه دوم و سوم حساب مي کرديم، بعد از آن نيز پيش آمد که نمونه اش باخت به اردن و عمان است و ما همچنان چنين شکستهايي را به حساب عملکرد ضعيف مربيان و يا حتي کم فروشي بازيکنان واريز مي کرديم، بي آنکه به ياد بياوريم بلاژويچ از چيزي به نام حفره برايمان حرف زده است.

عصرگاه سه شنبه وقتي سپاهان و پرسپوليس به آن وضع نابهنجار مقابل نمايندگان ازبکستان و قطر در شامپيون ليگ آسيا شکست خوردند، نويسنده اين مطلب به ناگهان به ياد بلاژويچ در آخرين کنفرانس مطبوعاتي اش در ايران افتاد و برايش مسجل شد که اين دو تيم نيز به همان حفره سقوط کرده اند که حفره اي عميقاً فني است؛ حفره اي که در آن نه دو دوزه بازان سياست نشسته اند و نه کسي در آن کشک بادنجان مي پزد؛ حفره اي که در آن کل تشکيلات فوتبال ما را از صدر تا ذيل مي توان يافت و حالا ديگر به هيچ ترتيب نمي توان وجود آن را ميان فوتبال ايران با همان کشورهايي که تا صبح روز سه شنبه آنها را درجه دوم و سوم مي پنداشتيم، کتمان کرد.

تفاوت ميان نمايندگان فوتبال ايران با تيمهاي الغرافه قطر و نماينده ازبکستان فقط در بهره مندي اين دو حريف از دو ملي پوش سابق برزيل، نشستن دو مربي کلاس جهاني روي نيمکت اين دو تيم و يا صافي بيشتر زمين ورزشگاه قطر که به شيشه طعنه مي زد، تفاوت در نگاه ما به مقوله فوتبال با بقيه کشورهاي جهان با چند استثناست؛ پس بايد آن حفره را که ذکرش گذشت، در مغز تفکر حاکم بر فوتبال ايران جستجو کرد که نه از خرابي ورزشگاه هاي کشور ککش مي گزد و نه پس از مشاهده بي فرهنگي نزد اهالي فوتبال از رو مي رود و دست از شعار سر دادن درباره فرهنگ بي بديل ورزش در ايران بر مي دارد.
***
اوضاع چهار نماينده فوتبال ايران در ليگ قهرمانان آسيا برش عمقي از فوتبال ايران و نمايانگر مسايل مبتلا به آن است. چرا بايد انتظار داشته باشيم که ما صبح را با بيکارگي به شب برسانيم و رقيبان مزد تلاش خود را نگيرند.

در سال 1978 تيم ملي فوتبال ايران پس از صعود به جام جهاني آرژانتين، با نفرات جوان و ذخيره خود يک بازي تشريفاتي را با تيم ملي عربستان در شهر شيراز انجام داد که با پيروزي سه بر صفر ايران به پايان رسيد. در آن روزها عنوان مي شد که عربستان کوششهايي را براي توسعه فوتبال آغاز کرده است و امروز مي بينيم که همان عربستان در سطوح ملي و باشگاهي در موقعيت برتر نسبت به فوتبال ايران قرار دارد.

ما غافل بوديم و کشورهايي نظير بحرين، قطر و… مشغول کار و کار و کار در فوتبال؛ کره و ژاپن جام جهاني را ميزباني کرده و باز هم هر يک به تنهايي متقاضي برگزاري آن هستند و ما از ميزباني مسابقات نوجوانان آسيا نيز عاجزيم…

تفاوت در عمق نگاه به مقوله هاست. چندي پيش در اخبار داشتيم که کمپاني آديداس کفشي را مجهز به فناوري ديجيتال توليد و روانه بازار کرده است که روي کار دوندگان تأثير خواهد داشت.

بي شک اين کفش رکورد مسابقات دووميداني را به نصف کاهش نخواهد داد، بلکه شايد فقط چند صدم ثانيه اثرگذار باشد، اما براي عبور از همين صدم ثانيه ها چه کوششهايي که انجام نشده است. پس تفاوت در باريک بيني، دقيق شدن در امور و کوشش براي بهبود آن است و اين با سطحي نگري، شعار درماني و ناکارآمدي مديريت حاکم بر فوتبال ايران کاملاً در تضاد است.

امسال استقلال، صبا، پرسپوليس و سپاهان باختند و تيم ملي ايران باخت، سال ديگر بقيه نمايندگان فوتبال ايران مي بازند؛ پس باز هم خواهيم باخت… در ته همان حفره…