خرید شال سال گاو ، پرواز گاو

همه کارشناسان در دنياي ورزش از يک موضوع به شدت مي ترسند و آن را تيشه زدن به ريشه آن مي دانند؛ تک قطبي شدن ورزش. در هر ورزشي اين مساله به وضوح ديده مي شود؛ دوچرخه سواري، فوتبال، گلف، تنيس و خيلي ورزش هاي ديگر از جمله فرمول يک. شايد در فوتبال ستاره ها در قالب تيم خودشان را نشان دهند اما اسطوره سازي در آن چندان مقوله يي باب شده و جاافتاده نيست.

به نوشته اعتماد، رفتن مارادونا از فوتبال به عنوان بازيکن ژورناليست ها و هواداران بيطرف فوتبال را از فوتبال زده نکرد اما اين اتفاق در ورزش هاي انفرادي شکل ديگري دارد؛ ورزش هايي که تمام موفقيت ها در نمايش يک نفر خلاصه مي شود، همواره يک اسطوره از دل هياهوهاي رسانه يي بيرون مي آيد. انگار اين آدم ها برند آن ورزش مي شوند؛ در دوچرخه سواري، لنس آرمسترانگ بيرون مي آيد، با سرطان مي جنگد و هفت سال پياپي قهرمان توردوفرانس مي شود. تايگر وودز به عنوان اولين سياهپوست دنياي گلف مرد شماره يک مي شود و اگر روزي کنار بکشد، خيلي از هواداران ورزش علاقه شان به گلف را از دست مي دهند.

خيلي ها تنيس را با نام ستاره هايش دنبال مي کنند؛ نادال، فدرر و پيشتر از آن آغاسي و سمپراس. در فرمول يک هم داستان همين است. وقتي شوماخر با هفت دوره قهرماني در فرمول يک از آن خداحافظي کرد، بدبينان از پايان شکوه اين رشته هيجان انگيز موتوري حرف مي زدند. با رفتن او باز هم تيم هاي بزرگ با سرمايه گذاري هاي هنگفت شان قهرمان مي شدند؛ آلونسو با رنو، رايکونن با فراري و هميلتون با مک لارن، همگي به لطف قدرت ماشين هايشان قهرماني ها را به چنگ آوردند، گرچه نبايد فراموش کرد همين تنوع باعث شد راه براي تيم هاي ديگر باز شود اما باز هم خبري از اسطوره سازي نبود.

هيچ کدام از اين قهرمانان در قامت يک اسطوره جايي نداشتند چون دوام شوماخر را از خودشان نشان ندادند. اين اتفاق زماني شکل سخت تري به خود گرفت که مسوولان فرمول يک در ابتداي فصل جديد از محدوديت هاي زياد در فرمول يک حرف زدند؛ محدوديت هايي مثل سرمايه گذاري هاي کمتر و محدود شدن نفوذهاي مالي تيم هاي بزرگ.

خيلي ها از جمله خود تيم ها با اين رويه که دليل اصلي اش بحران اقتصادي دنيا بود، موافق نبودند اما بهترين اتفاق ممکن براي فرمول يک در حال وقوع است؛ توانايي هاي رانندگي جايگزين پول و سرمايه شده اند. شايد ديگر از اسطوره خبري نباشد (حداقل فعلاً) اما رقابت و نزديکي آن اوج گرفته است. اين را از همان ابتداي فصل مي شد فهميد. مک لارن با هميلتون، قهرمان سال پيش در جمع 10 نفر اول، آخر است و فراري هم از سال 81 به اين طرف بدترين فصل خود را سپري مي کند. فصل 2010-2009، زماني براي قدرت نمايي تيم هاي کوچک است.

اين را با قهرماني جنسن باتن راننده انگليسي فراموش شده تيم بران در دو گرندپري اول فصل مي شد فهميد. داستان رقابت نزديک در فرمول يک را مي شد روز يکشنبه در گرندپري چين ديد؛ جايي که سباستين وتل راننده آلماني فصل پيش توروروسو و کنوني ردبول رسينگ موفق شد در زميني پر از آب جلوتر از همه غول ها از خط پايان رد شود.

او که فصل پيش هم در گرندپري مونتزا و در هوايي باراني تنها قهرماني اش را در يک گرندپري جشن گرفته بود، اين بار هم نه در قامت جوان ترين برنده تاريخ فرمول يک در يک گرندپري بلکه در قالب جواني 21ساله ولي پخته بدون کوچک ترين اشتباهي خودش را با 10 امتياز به رده سوم رده بندي رانندگان رساند و تيمش را به فاصله 20 امتيازي با بران. وتل در سالي که براي چيني ها سال گاو نر به حساب مي آيد، در هيبت ردبول رسينگ («گاو قرمز») در شانگهاي به پرواز درآمد.

فرياد هاي «مرسي، مرسي، راندن برايم در اين گرندپري مثل آرزو بود» روي راديوي تيم ردبول رسينگ اهميت اين قهرماني را براي جوان آلماني نشان مي داد؛ کسي که او را به واسطه توانايي ها و مليتش با ميشائيل شوماخر مقايسه و او را «شوماخر جديد» فرمول يک خطاب مي کنند.

وتل نشان داد مي تواند سريع ترين راننده فرمول يک شود. حتي باتن که در شانگهاي پنجم شد، اعتقاد داشت وتل «بسيار سريع بود و نمي توانستم بگيرمش،» و ردبول رسينگ «تيمي قوي است».

اين اولين بار بود که ردبول رسينگ در طول تاريخ حيات چهار ساله اش دو راننده را همزمان روي سکو داشت. وتل اول شد و وبر هم تيمي استراليايي اش دوم تا خيلي از کارشناسان از ظهور قطبي جديد در فرمول يک حرف بزنند.

گرچه يک نکته را نبايد راجع به تيم ردبول رسينگ فراموش کرد؛ لاستيک هاي ماشين جديد ردبول رسينگ طراحي شده توسط آدرين نويي، هرقدر در باران مشکل ساز نمي شود، به گرما حساس است و اين کار رانندگان تيم را دشوار مي کند.

با اين حال نمي توان از شکسته شدن تابوي اسطوره سازي در فرمول يک غافل شد. بران، ردبول رسينگ، رنو و حتي تويوتا رقيبان جديد فراري و مک لارن غول هاي سنتي فرمول يک شده اند و همان اندازه که باتن، وتل، آلونسو و گلوک شانس قهرماني دارند، رايکونن،ماسا و هميلتون هم شانس دارند. همه مي توانند امسال هميلتون باشند، حتي وتل که پتانسيل شوماخر شدن را در وجودش دارد.

رده بندي کلي رانندگان فرمول يک بعد از گرندپري شانگهاي

1- جنسن باتن21 امتياز
2- روبنس باريکلو 15 امتياز
3- سباستين وتل 10 امتياز




8- آلونسو چهار امتياز

10- هميلتون چهار امتياز

رده بندي کلي تيم هاي فرمول يک بعد از گرندپري شانگهاي

1- بران36 امتياز
2- ردبول رسينگ 6/19 امتياز
3- تويوتا 5/18 امتياز
4- مک لارن هشت امتياز