خرید شال وقتی بيماري انگليسي فاجعه آفريد

حادثه تلخ 15 آوریل هیلزبورو، مصیبتش هنوز در تاریخ فوتبال بریتانیا به یادگار مانده است. بعداز ظهر بهاری که قرار بود یک دیدار ساده فوتبال در آن برگزار شود تبدیل به تراژدی غم‌انگیز و قتل‌عام عده‌ای هوادار شد. به نوشته وطن امروز و به نقل از ساکرنت، قبل از این فاجعه درس‌های فراوانی به یادگار مانده بود، مانند «بوردن پارک» در سال 1946، «آیبروکس» در سال 1971، «برادفورد فایر» در سال 1985.‌ اما اتفاق و آشوبی که رخ داد سبب شد تا فوتبال، چهره عوض کند. 15 آوریل 1989؛ هواداران سعی کردند تا از فشار ایجاد شده در طبقه دوم «لپینگزلین» خارج شوند، از دو دهه پیش، اتهامی که هنوز به جای مانده و انگشت اشاره به سوی پلیس و همه آنهایی که مسؤولیت حفظ آرامش و امنیت آنجا را به عهده داشتند نشانه می‌رود، افرادی که باعث شدند تا قتل‌عامی در شفیلد رخ دهد. با استناد به دو گزارش که چگونه این حادثه اتفاق افتاده، قاضی لردتایلور و پلیس «یورکشایر جنوبی» متهمان اصلی هستند، آنها تنها می‌خواستند تا تقصیر را بر گردن دیگری بیندازند ولی عدم تدبیرشان سبب شد تا مرگ‌ومیر شدیدی در آن مکان رخ دهد. چیزی که باعث شد شكل ورزشگاه‌های انگلیس برای همیشه تغییر کند. همه آنهایی که در صندلی‌های بالایی می‌نشینند به این فکر افتادند تا ورزشگاه‌ها را مدرن کنند و این درد احساس شد تا باشگاه‌ها نیز به سمتی بروند که دیگر در عصر جدید نسبت به پیش آمدن اینگونه تراژدی‌ها غفلت نورزند. حادثه هیلزبورو فاکتورهایی داشت که شاید ریشه‌اش را باید در قبل جست‌وجو کنیم، چیزی که بارها اتفاق افتاده بود، اما هیچ‌کدام سبب نشد تا مشکل اساسی را تا آن زمان حل کنند. بازی نیمه‌نهایی جام اتحادیه سال 1989، میان لیورپول و ناتینگهام فارست در مکانی مانند «لانه مرغ» برگزار شد، آن هم در ورزشگاهی که جزو مکان‌های «عتیقه» و «آثار باستانی» قرن بیستم به حساب می‌آمد! شاید بازسازی هیلزبورو به سال 1965 بازمی‌گردد، زمانی که قرار بود تا این ورزشگاه برای جام‌جهانی 1966 انگلیس آماده شود، جایی که در زمان خودش و به نظر کارشناسان ورزشگاه مناسبی بود. حالا فکرش را بکنید عصر طلایی فوتبال از سال 1960 تا 1980 باید شاهد ورزشگاه فرسوده‌ای مانند آنجا باشد و موضوعی که در این میان به وضوح به چشم می‌خورد این است که سران باشگاه «شفیلد ونزدی» هیچ هزینه‌ای درباره بازسازی و تعمیر ورزشگا‌هشان نکرده بودند، آیا واقعا باشگاه‌شان از لحاظ مالی با مشکل روبه‌رو بود؟ چه موضوعی سبب می‌شود تا آنها در این‌باره به این شکل کوتاهی کنند؟ اما چیزی که حالا مشاهده می‌کنیم همان فاکتوری است که تیم‌های لیگ برتر آرزویش را داشتند. هواداران خودشان صندلی‌هایشان را انتخاب می‌کنند و دیگر مثل سابق قرار نیست تا ساعت‌ها پشت گیت‌های ورزشگاه معطل بمانند. دستیابی به امکانات ورزشگاه به سادگی تحقق یافته و هیچ محدودیتی وجود ندارد. ورزشگاه به‌وسیله سیستم‌های گرمایشی مجهز شده، ‌وقتی گلی از خط دروازه‌ عبور می‌کند. اسکوربورد به راحتی آن را به نمایش می‏گذارد و دیگر آن همه مشقت برای لذت بردن به پایان رسیده. هواداران نشسته و ایستاده از تمام اتفاقات بازی باخبر می‌شوند. حتی در بیرون از ورزشگاه مونیتورهایی نصب شده که بازی را برای آنهایی که به داخل نرفته‌اند پوشش می‌دهد، دیگر لازم نیست برای رفتن به ورزشگاهی مانند امارات 65 یورو پرداخت کنید. آیا حالا نیز احساس خطر می‌کنید؟ آیا باز هم امکان دارد از این حوادث رخ دهد؟ اما هولیگانیزم از کجا رشد پیدا می‌کند و این ناامنی‌ها در ورزشگاه از چه زمانی نشأت می‌گیرد؟ شاید این امر به دهه 70 بازگردد. اوج شکل‌گیری و رشد آنها را از 1974 به بعد درنظر بگیریم. شکل‌گیری این معضل فرهنگی در فوتبال انگلیس آنقدر پا می‌گیرد که باید به بعضی از تاثیرات آن در سال‌های متوالی اشاره کرد، به‌طور مثال درگیری هواداران لیورپول و یوونتوس در سال 1985 منجر به کشته شدن 39 نفر شد، یا همین فاجعه هلیزبورو که هنوز لکه‌اش از فوتبال بریتانیا پاک نشده متاثر از این ماجراست. این موضوع را به «بیماری انگلیسی» تعبیر می‌کنیم، دردی که گویی هلیزبورو بارها با آن روبه‌رو شده بود، نیمه‌نهایی جام اتحادیه 1981، دیدار «تاتنهام» و «وولوز» که 38 نفر در جریان آن مجروح شدند. هواداران تاتنهام در مسیر بازگشت تصادف شدیدی کردند که منجر به ترافیک سنگینی در آن منطقه شد، یا همین اتفاق درست در سال 1987، باز هم در مرحله نیمه‌نهایی جام اتحادیه رخ داد، حادثه‌ای که در جریان دیدار دو تیم لیدزیونایتد و کاونتری‌سیتی شکل گرفت و بعد از آن باز هم به فاجعه بازی لیورپول و ناتینگهام فارست می‌رسیم، گویی از روی این حوادث در هیلزبورو با کاربن کپی گرفته‌اند که به این شکل خالق تراژدی بوده‌اند.ردپای هولیگانیزمپلیس تمام تلاشش را برای مهار هولیگان‌ها می‌گذارد تا با پوششی سریع زخمی‌ها را نجات دهند، حالا چه برسد به آنهایی که جان باختند، حتی دو ماه قبل در 11 فوریه آنها با این مساله روبه‌رو شده‌اند، درست در جریان دیدار «من‌یو» با شفیلد‌ونزدی اما این بار شرایط فرق می‌کند. هواداران در راهروی باریکی گیر افتاده‌اند و جمعیت از وحشتی که به وجود آمده در حال فرار هستند، اما نیروهای امنیتی هیچ تدبیری را نیندیشیده‌اند. حتی بیرون از خیابان‌های ورزشگاه نیز شرایط مناسبی حاکم نیست و این موضوع با ازدحام بیشماری پشت گیت‌های بلیت‌‌فروشی به اوج خود می‌رسد. ناگهان یک اشتباه کوچک سبب می‌شود تا اتفاق شومی در بعدازظهر 15 آوریل بیفتد و باید این موضوع را از همان ورودی «گیت C» جست‌وجو کنیم، ساعت 25/14 بازی دو تیم لیورپول و ناتینگهام فارست به اوج خود می‌رسد و فریادهای داخل ورزشگاه، احساسات هوادارانی را که بیرون در ایستاده‌اند جریحه‌دار می‌کند. عدم درایت از سوی «دیوید داکنفیلد» مسؤول «ورودی» ورزشگاه و سهل‌انگاری او، با باز کردن این دروازه تراژدی غم‌انگیزی را موجب می‌شود. نکته مهم اینجاست که آنهایی هم که در داخل ورزشگاه حضور دارند در پشت فنس‌های تعبیه شده زندانی شده‌اند و حالا فکرش را بکنید چند هزار هوادار ناگهان وارد ورزشگاهی می‌شوند که به هیچ عنوان گنجایش حتی هواداران داخلش را ندارد. تماشاگران به شکلی وحشیانه وارد می‌شوند و در این میان چیزی حدود 96 نفر زیر دست و پا کشته می‌شوند. بیشتر رسانه های انگلیس این اتهام را به گردن هواداران مست و لایعقل لیورپول می‌اندازند، آنهایی که بی‌شرمانه بالای سر جنازه‌ها به غارت وسایل شخصی مرده‌ها یا حتی آنهایی که نیمه‌جان بودند، می‌پردازند. حادثه‌ای که هیچ‌مقام مسؤولی را مجاب نکرد تا مسؤولیت آن را بر عهده بگیرد، به طوری که آنها با دادن گزارشات ضدونقیض تقصیرها را به گردن دیگری می‌انداختند اما چیزی که در این میان به وضوح نمایان شده، این است که ردپای هولیگانیزم فوتبال انگلیس در این حادثه لکه ننگی بود که بر گردن آنها افتاد.