خرید شال پلي‌استيشن يا واقعيت؟

بعضی وقت‌ها اتفاقات عجیب و غریبی در نوکمپ رخ می‌دهد، مثل بازی شنبه‌شب با رکرتیوو. این اتفاق برای چهارمین بار است که در این فصل می‌افتد. مثلث لیونل مسی، تیری آنری و ساموئل اتوئو با اینکه در زمین حضور داشتند ولی گلی توسط آنها از خط دروازه رکرتیوو عبور نکرد. (لیونل مسی حتی یک پنالتی را هم از دست داد.) و جالب اینجاست که 85 درصد از گل‌های خانگی بارسا توسط آنها به ثمر رسیده.

به نوشته وطن امروز و به نقل از تایمز، نمایش خیره‌کننده این سه نفر در اکثر بازی‌های بارسلونا به چشم می‌آید، به طوری که ردپای گلزنی‌شان در 91 درصد از کل بازی‌ها به جای مانده و مهم‌تر اینکه حتی اگر یکی از آنها در زمین حضور داشتند باز هم برای آبی ‌و اناری‌ها گل می‌زدند و این آمار خیره‌‌کننده‌ای برای اعجاب‌انگیز‌ها به حساب می‌آید. سهم آنها از 49 دیدار بارسلونا به عدد 85 می‌رسد. کافی است به این آمارها نگاهی بیندازید، تیری آنری‌ 22 گل در 32 بازی، اتوئو 31 گل در 36 بازی و لیونل مسی 32 گل در 42بازی. این نمایش خیره‌کننده را تنها می‌شود در بازی پلی‌استیشن پیدا کرد، نه در یک دنیای واقعی.

برای اثبات این مدعا باید آمار این سه اعجاب‌انگیز را با گل‌های زده شده توسط دیگر ستاره‌های اروپایی مقایسه کنیم، سه‌تایی‌های رئال مادرید؛ هیو گوآین (17)، رائول (20) و هانتلار (8)‌ که در مجموع به عدد 45 می‌رسند.

اینترمیلان؛ زلاتان ابراهیموویچ (23)، آدریانو (7) و بالوتلی (6) که مجموع آنها نیز عدد 36 می‌شود. حتی آمار مثلث هجومی یوونتوس با آلکسی دل‌پیرو (17)، آمائوری (14) و یاکوینتا (11) سرجمع به عدد 42 ختم می‌شود. مثلث بایرن‌مونیخ؛ کلوزه (20)، لوکا تونی (15) و فرانک ریبری (11) که سهم آنها نیز عدد 46 است یا حتی لیورپول با استیون جرارد (21)، فرناندو تورس (14)‌ و کویت (10) که گل‌های این سه ‌نفر نیز در مجموع‌ به عدد 45 می‌رسد. چلسی با آنلکا (20)، لمپارد (17) و دروگبا (10) در کل 47 گل به ثمر رسانده‌اند و تنها آماری که شاید از دیگران تا حدودی بالاتر باشد، آمار گل‌های ستاره‌های «من‌یو» است؛ کریس رونالدو (20)، رونی (17)، برباتف (13) که در کل به 50 گل می‌رسد، ولی باز هم می‌بینیم که همه این‌ آمارها زیر سایه گل‌های مثلث طلایی بارسا قرار دارد.

به نظر می‌رسد این سه نفر به نحوی مکمل یکدیگرند، مخصوصاً اتوئو و آنری. به دلیل اینکه لیونل مسی به تنهایی سوپراستاری است که حتی از آنها در متر و معیار بالاتری قرار گرفته. هنگامی که بارسا، تیری آنری را در تابستان 2007 از آرسنال به قیمت 16 میلیون پوند به خدمت گرفت، خیلی‌ها اعتقاد داشتند باشگاه کاتالان انتخاب کورکورانه‌ای داشته، او بزودی به مرز 30 سالگی می‌رسد و شاید حضورش در بارسا به روزهای پایانی دوران حرفه‌ای‌اش ختم شود.

آنها برای او دورانی کابوس‌وار همراه با افول تکنیکی را پیش‌بینی می‌کردند، حتی به نظر می‌رسید آنری نتواند خودش را در روش‌های تاکتیکی بارسا هضم کند. از سوی دیگر اتوئو مصدومیت شدیدی را پشت سر گذاشته بود و برای اینکه به شرایط آرمانی‌اش بازگردد زمان زیادی سپری شد، دقیقاً مثل خیلی از بازیکنان آفریقایی که از لحاظ روحی دچار افت می‌شوند، شعارهای نژادپرستانه کاملاً آنها را دلسرد می‌کند حالا چه رسد به اینکه مصدوم هم شوند!

حتی در برهه‌ای نیز گواردیولا او را «مازاد بر تقاضا» نامید و جالب‌تر اینکه با حضور ژاوی، اینیستا و آلوز شکل هجومی بارسا تحت تاثیر حضور آنها قرار گرفته بود. اما نمایش سه مهاجم کاتالان‌ها، نظر‌ها را کاملاً عوض کرد و به شکل خیره‌کننده‌ای بازی آنها را موثر نشان داد و این امر تنها در سایه تلاش فراوان و هماهنگی‌های لازم هر سه‌شان به دست آمد. اما فکر می‌کنید چه چیزی سبب می‌شود آنها از دیگران اینگونه متمایز شوند؟

نکته ظریفی در این بین وجود دارد، هیچ‌کدام از آنها به شکل مهاجمان سنتی بازی نمی‌کنند‌ یا حتی نمی‌توان آنها را فاتح بی‌چون و چرای نبردهای هوایی دانست یا حتی از لحاظ فیزیکی به صورت قدرتی بازی نمی‌کنند (البته اتوئو را باید کمی از این فاکتور مستثنا بدانیم). در حقیقت چه فرمتی می‌توان برای آنها تعریف کرد؟

قسمتی از توانایی تکنیکی آنها در بازی هوشمندانه و حرکت‌های مداومشان خلاصه می‌شود، آنها به عقب برمی‌گردند، به بازی عرض می‌دهند (بازی را به عرض می‌کشند)، موقعیت‌های مناسب خلق می‌کنند و به شکل تله‌پاتی یکدیگر را در میان مدافعان پیدا می‌کنند.

بارسا با این روش به دوگانه لالیگا و لیگ قهرمانان به راحتی دست پیدا می‌کند، اما حتی اگر این اتفاق هم نیفتد، بازهم این سه‌ نفر می‌توانند در یک سال 100 گل به ثمر برسانند و به همین دلیل سزاوار آنند که در تاریخ ثبت شوند و از همه مهم‌تر اینکه می‌دانیم لیونل مسی در بهترین دوران بازی‌اش قرار گرفته، حتی اگر در یک حالت خنثی، او به آنری و اتوئو نزدیک شود یک نمایش کاملاً حرفه‌ای را به اجرا می‌گذارند و بار دیگر هیچ جای حرف و حدیثی باقی نمی‌ماند؛ آنها سزاوار این تحسین‌اند.