خرید شال سکوت دردآور رسانه ملی برابر تضییع منافع ملی

در حالی که تیم ملی فوتبال ایران در وضعیتی اسف‏بار نتوانست با کسب نتاج قابل قبول راهی جام جهانی 2010 شود و بلیط حضور در این رقابت‏ها به نام دیگر کشورهای نه چندان مدعی قاره کهن صادر شد، رسانه ملی برابر این ناکامی که پس از زمین خوردن ورزش در المپیک، بزرگ‏ترین ضربه این ورزش و فوتبال ایران بود، موضعی باورنکردنی اتخاذ نمود و از پردازش به ابعاد این اتفاق تلخ صرف نظر کرد.
به گزارش خبرنگار ورزشی ؛ پس از ناکامی پیاپی قهرمانان ایران در بازیهای المپیک 2008 پکن، رسانه ملی که تا آخرین روز رقابت نمایندگان کشورمان با امیدواری که نوع ادبیات و بیان مجریان آن نیز از غیرقابل باور بودنشان حکایت داشت، به دلایل مختلف از جمله فشار افکار عمومی، برنامه‏های انتقادی تندی را در دستور کار قرارداد و به حساب و کتاب برخی رشته‏ها و عملکرد مدیران برخی فدراسیون‏های ورزشی پرداخت.این تغییر رویکرد و نگاه نقادانه رسانه ملی به حوزه پرانتقاد ورزش با استقبال کم‏نظر مردم روبرو شد و می‏رفت تا رسانه ملی برنامه‏ یا برنامه‏هایی مشابه 90 اما در حوزه‏ای وسیع‏تر به نام فوتبال داشته باشد. جواد خیابانی مجری این برنامه‏های انتقادی که به دلایلی بخشی از افکار عمومی علی‏الخصوص در جامعه ورزش چندان گرایشی به او نداشتند، به خوبی توانست با برخورداری از یک عقبه اطلاعاتی قابل اتکاء این برنامه‏ها را اداره کرد و اعتبارش را که به دلایلی به خطر افتاده بود، در همان چند روز تا حدودی باز پس گیرد.با این حال به یک باره تعریف و تمجیدها از صدا و سیما و شجاعت مدیریت آن برای پردازش جدی‏تر به ورزش، نتایج معکوسی به همراه آورد و در حالی که گفته می‏شد حداقل تک تک رشته‏ها در برنامه‏های جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت و مسئولان و قهرمانان آنان پاسخگوی وعده‏هایی خواهند بود که پیش از المپیک برای مدال‏آوری در میدان پکن داده‏اند، وعده استمرار برنامه‏های چالشی ورزش به دست فراموشی سپرده شده و این برنامه‏ها به یک باره به خط پایان رسید. با این وجود نوع عملکرد رسانه ملی پس از المپیک این توقع را در مردم به وجود آورد که بلافاصله پس از شکست‏های بزرگ ورزشی، حتی به صورت فرمالیته چندین برنامه انتقادی جدی در دستور کار قرار داده و به حسابرسی مسئولان و مربیان و  ورزشکاران و مشخص ساختن سهم هریک از آنان در شکست‏ها بپردازند.نتایج تحقیرآمیز تیم ملی ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی که افت شدید جایگاه فوتبال ایران را در قاره کهن به نمایش گذاشت، مجدداً رسانه ملی را در موقعیتی قرار داد که با حفظ استقلال عمل، به شکلی وسیع  در قالب سلسله برنامه‏هایی که 90، بهترین بستر برای آن تلقی می‏شد، بررسی علل حذف ایران از گردونه آسیایی‏های صعودکننده به جام جهانی و افت شدید فوتبال ایران را در دستور کار قرار دهد ولی صدا و سیما در اقدامی غیرقابل باور این رخداد که منجر به تضییع منافع ملی در حوزه ورزش شد را ندید و از کنار آن به آرامی گذر کرد!طبیعی جلوه دادن شکست تیم ملی و انداختن این شکست به دوش مشکلات پایه‏ای فوتبال و اینکه باید از امروز برای چهار سال دیگر برنامه‏ریزی کرد به عنوان محوری‏ترین رویکردهایی که در قبال این شکست در صدا و سیما اتخاذ شد، عملاً سکوت برابر عوامل این تضییع حقوق ملت و تلاش در جهت عدم پرداختن به مدیران مقصر در این پروسه بود که این نوع برخورد برای مردمی که امیدشان به رسوا کردن این اشخاص نالایق در رسانه ملی به ویژه سیما است، برای اقشار مختلف ملت دردآور بود و هزینه‏های فراوانی را به این سازمان بیش از این تحمیل خواهد کرد.بزرگ‏ترین هزینه‏ای که این سکوت دردآور برابر تضییع منافع ملی به همراه خواهد آورد، کاهش و حتی در موارد متعددی سلب اعتماد مخاطبان نسبت به این رسانه و چسبیدن برچسب گرایش رسانه ملی به مدیران فعلی است که این واقعه اعتبار و بیطرفی رسانه ملی که دو ویژگی نسبی آن است را تحت‏الشعاع قرار خواهد داد. بدین جهت ضروری به نظر می‏رسد که رسانه ملی برای توجه به افکار عمومی، حداقل در روندی مناسبتی و مقطعی همچون المپیک، مجدداً نقادانه وارد عمل شده و اجازه ندهند، عده‏ای از سکوت و عملکرد اینچنینی رسانه ملی سواستفاده کرده و وانمود کنند، اتفاقی نیافتاده است.نباید از خاطر برد که رسانه ملی پس از صعود قدرتمند و مقتدرانه تیم ملی فوتبال به جام جهانی آلمان و در حالی که در رویارویی با تیم‏های بزرگی همچون پرتغال نتوانست، از گروهش صعود کند، چگونه در آماج شدیدترین حملات کارشناسان در برنامه‏های صدا و سیما قرار گرفت و حال آیا چنین دوگانگی رفتاری توسط صدا وسما، بیش از این، آبروی رسانه ملت ایران را در معرض آسیب قرار نخواهد داد؟!