خرید شال وقتي از مشکلات به مشکلات بزرگتر فرار مي کنيم!

1) اين هم از ويژگي هاي ممتاز ورزش ماست که آنقدر حاشيه و خبر فرعي دارد که بيشتر اوقات، مهمترين و معنادارترين رويدادها نيز در محاق ناديده گرفته شدن قرار مي گيرند.
به نوشته قدس، اتفاق مهمي که اين روزها زير آوار حرف و حديث هاي مربوط به تيم ملي مدفون شد و حتي در حوزه تخصصي اش نيز کوچکترين بازتابي نداشت، به انتخاب علي انصاري به عنوان سرپرست فدراسيون دوچرخه سواري مربوط مي شود.
2) در خبرها داشتيم که پس از استعفاي واعظ آشتياني از رياست فدراسيون دوچرخه سواري، محمد علي آبادي طي حکمي «علي انصاري» را به عنوان سرپرست اين فدراسيون منصوب کرد تا طبق روال گذشته، ظرف يک فرجه زماني شش ماهه رئيس جديد انتخاب شود. واضح است که انصاري مي تواند از اين زمان به سود خودش بهره ببرد و شانس را براي تصدي پست رياست فدراسيون افزايش بدهد. قرار گرفتن نام علي انصاري، امير رضا واعظ آشتياني و مهندس محمد علي آبادي در کنار يکديگر، چه چيزي را در ذهن تداعي مي کند؟ بله، استقلال!
3) از ابتداي ورود دو فرد متمول به بدنه هيأت مديره پرسپوليس و استقلال، مي توانستيم حدس بزنيم که اين پروسه چه فراز و نشيب هاي عجيبي در مسير خود خواهد داشت. به کارگيري اعضاي دست به جيب و ثروتمند در اداره دو باشگاه بزرگ ايراني، در واقع حربه اي براي شکستن فشارهاي بيروني در راه الزام فوتبال به خصوصي سازي به شمار مي آمد.
 
در واقع اعتراضهاي وسيعي که به ريخت و پاش دولت در فوتبال شکل گرفته و مي گيرد، زمينه را براي اين نوع از فرافکني در سازمان تربيت بدني فراهم کرد. اينکه افرادي از بخش خصوصي وارد حريم سرخابيها شوند و براي سوگلي هاي پايتخت پول خرج کنند، وسوسه جذابي به نظر مي رسيد که مي توانست کمي فضا را به سود دولت تلطيف کند، اما مسلماً مبادرت به چنين کاري، عواقبي هم داشت که حالا احتمالاً زدن حکم سرپرستي فدراسيون دوچرخه سواري براي يکي از اين دو نفر، در زمره همين تبعات مي گنجد!
4) خيلي واضح و روشن، علي انصاري و هدايتي در مقابل سرمايه گذاري شان در استقلال و پرسپوليس، توقع تملک بخشي از سهام اين دو باشگاه را دارند. با اين حال و از آنجا که طي سالهاي اخير سازمان تربيت بدني به هيچ وجه کوچکترين رغبتي براي از کف دادن سوگلي هاي تهراني نشان نداده، بديهي است که به احتمال فراوان همين رويه را در مقابل انصاري و هدايتي هم در پيش بگيرد و آنان را نيز از تصاحب سرخابي ها محروم بگذارد.
 
در عين حال، حتماً هم بايد راهي براي جبران زحمات آنها وجود داشته باشد؛ صدور حکم سرپرستي فدراسيون دوچرخه سواري، راه مناسبي به نظر مي رسد. اين طور نيست؟
5) شايد اگر نوع همکاري علي انصاري با استقلال کمي روشنتر، منطقي تر و سازمان مدارانه تر مي بود، مي توانستيم با حکم تازه او که به امضاي رئيس سازمان تربيت بدني رسيده است، کنار بياييم و آن را معلول همکاري چند سال اخير نامبرده با اين رشته ورزشي بدانيم، اما در شرايط موجود، اين طور به نظر مي رسد که انگار نشاندن انصاري بر مسند فدراسيون دوچرخه سواري، نوعي جبران زحمات او در استقلال بوده است!
6) بيشترين دردسر را معمولاً کساني به بار مي آورند که براي فرار از يک مشکل، حاضرند مشکلات ديگري را به جان بخرند. تحت هر شرايطي، «خصوصي سازي» تنها راهکار پيش روي فوتبال ما براي سعادت و عاقبت به خيري است اينکه سازمان تربيت بدني بخواهد در راستاي ادامه حکمراني اش در پرسپوليس و استقلال، ابتدا به شکلي عجيب بخش خصوصي را به کمک دولت بياورد – برخلاف اين اصل جهان شمول که دولت بايد به کمک بخش خصوصي برود- و بعد امتيازات ديگري در حوزه ورزش به اين گونه افراد بدهد، اتفاق منحصر به فردي است که غير از کاهش کارآمدي و افزايش سردرگمي، سود ديگري ندارد.
آيا واقعاً مي توان با چنين گزينش هايي به آينده فوتبال و صد البته دوچرخه سواري که قرباني اصلي به نظر مي رسد اميدوار بود؟!