خرید شال همکاري آمريکا با ايران و سوريه، كليد حل موضوع عراق

اگر پس از خروج نيروهاي آمريکائي در گيري هاي قومي در عراق شدت بگيرد ايالات متحده مجبور خواهد شد که همکاري خود را با بازيگران منطقه اي بويژه ايران و سوريه، افزايش دهد. پس ازاين واقعه بازگشت نيروهاي آمريکائي به عراق تنها موجب سخت تر شدن بحران در اين منطقه پيچيده مي شود. اما در عوض اگر امريکا بيشتر به نگراني هاي امنيتي بازيگران منطقه اي توجه کند و به منافع مشترک بين آنها و امريکا تاکيد بيشتري داشته باشد و همکاري اين بازيگران منطقه اي را جلب کند، آمريکا با هزينه هاي کمتري از بازگشت جنگ داخلي به عراق جلو گيري مي کند.

دو عامل مهم که مي تواند مجددا باعث فعال شدن اختلافات قومي و مذهبي در عراق شوند عبارتند از عمليات هاي گروه القاعده و منازعاتي که در زمينه تقسيم قدرت در عراق بين گروههاي سياسي عراق درحال حاضر وجود دارد.

اين عوامل مي تواند راحت تر با همکاري بازيگران منطقه اي کنترل شود. براي توقف عملياتهاي القاعده در عراق پس از خروج نيروهاي آمريکائي دولت عراق نيازمند همکاري همسايگان عراق در کنترل مرزهاي طولاني و آسيب پذيرش خواهد بود. همچنين دولت عراق بايد سياستي مسوولانه با استقلال عمل کافي را دنبال نمايد. در نهايت دولت عراق نيازمند آن است که اين ذهنيت را از ديگر کشورها بزدايد که صحنه سياسي عراق عرصه پرداختن به امنيت ملي و مسائل استراتژيک آنها نيست بلکه در صورت وجود آرامش و ثبات عراق مکاني است که براي آنها منافع مشترکي را به همراه خواهد آورد. از ديدگاه اين بازيگران منطقه اي امنيت منطقه اي پديده اي به هم وابسته است و منطقه به قيمت امنيت يکي از آنها امن باقي نمي ماند.

سياست هاي ستيره جويانه بوش يکي از دلايل مهم عدم جلب همکاري کشورهاي منطقه مخصوصا ايران و سوريه در رفع اين بحران بود. دولت آمريکا در عين حالي که سوريه و ايران را تهديد نظامي مي کرد در تلاش بود تا بحران را در حياط پشتي آنها- کشور همسايه- خاموش کند. با اين بهانه که ايران از روابط نزديکش با شيعيان عراق بهره مي گيرد؛ در اقدامي متناقض، دولت بوش در سياست هاي خود به تقويت دولت شيعه نوري مالکي در عراق مي انديشيد. دولت عراق نيز براي متوازن سازي روابط داخلي، منطقه اي و بين المللي ناگزير بود که به دنبال کسب حمايت سياسي ايران باشد.

دولت اوباما با دوري کردن از سياست هاي گذشته، بايد سياست عاقلانه تري را براي همکاري بازيگران منطقه اي در موضوع عراق به کار گيرد. خروج برنامه ريزي شده نيروهاي آمريکائي از عراق نگراني امنيتي اين همسايه ها از حضور آمريکا را تخفيف مي دهد و روابط به سوي افزايش حس اعتماد پيش خواهد رفت. بدون شک ايران و سوريه هرکدام منافع بسياري را در حفظ يکپارچگي عراق و ثبات در اين کشور دارند.

به جاي تاکيد بر اختلافات موجود و تعريف منافع آمريکا و هريک از بازيگران به صورت متضاد با يکديگر، دولت اوباما بايد بر روي زمينه هاي مشترک منافع تاکيد داشته باشد. موضوعاتي همچون عراق يکپارچه، يک دولت مستقل شيعه در اين کشور و در نهايت ايجاد روابط دوستانه با اين کشور از جمله منافع مشترک همه بازيگران چه منطقه اي و چه فرا منطقه اي هستند.

برخلاف ديدگاه بدبينانه که پس از انتخابات استاني اخير در عراق ابراز شده است ايران از يک عراق يکپارچه، مستقل، ملي گرا و دوست با دولت شيعه نوري مالکي استقبال مي کند. حمايت از چنين دولتي نقطه شروع خوبي براي آغاز همکاري است.

در سالهاي اخير ماهيت قدرت و سياست در منطقه بسيار تغيير کرده است و منابع ناامني بيشتر به اختلافات قومي و منازعات مربوط به تقسيم قدرت در داخل کشورها مرتبط شده اند. به نظر نمي رسد اين مسائل را بتوان با نيروي نظامي حل کرد در عوض بايد آنها را از طريق همکاري بين بازيگران منطقه اي دخيل حل کرد. آمريکا نياز ندارد که در صورت وقوع مجدد جنگ داخلي پس از خروج نيروهايش از عراق به اين کشور بازگردد و به جاي آن ايالات متحده بايد سياست يکجانبه خود را تغيير دهد و همکاري و روابط بهتر بين بازيگران منطقه اي مطرح در موضوع عراق را تشويق کند.

منبع: سايت رسمي مرکز پژوهشي “بلفر” از دانشگاه هاروارد