خرید شال بازخواني پرونده قديمي دايي- کريمي

علي دايي شخصيت منحصر به فردي دارد. او از آن دسته آدم هايي است که به سختي مي توانيد خودتان را متقاعد کنيد تا برايش دل بسوزانيد.

به نوشته اعتماد، البته اين مساله براي مردي که چه در دوران بازي و چه در طول مدت سرمربيگري اش در سايپا و تيم ملي فوتبال ايران با سماجت تنها و تنها روي حرف خودش ايستاد و به توصيه هيچ کس هم گوش نکرد، چندان دور از انتظار نيست.

با اين حال وقتي در ميانه هاي نيمه نخست بازي مقابل عربستان فريادهاي «علي کريمي- علي کريمي» تماشاگران به صورت زمزمه از گوشه ورزشگاه آغاز شد و در ادامه رفته رفته به کل جمعيت سرايت کرد، خيلي ها متقاعد شدند که پا روي دل شان بگذارند.

بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟ حتي اگر ترديدي نيز در اين زمينه وجود داشت تنها تا انتهاي بازي دوام آورد. علي دايي به عنوان سرمربي تيم بازنده با تمام غرور و لجاجت اش مدت ها بعد از پايان مسابقه همچنان روي نيمکت ذخيره ها نشست تا مبادا با خيل تماشاگراني خشمگين روبه رو شود که او را مقصر اصلي باخت به عربستان مي دانستند و حاضر به ترک استاديوم نبودند.

در آن لحظات سواي باخت و اينکه آيا علي دايي واقعاً مقصر بوده يا نه، مي توانستيد تمام قد براي او دل بسوزانيد. چه بسا خود او هم در تمام آن لحظات سخت براي خودش دل مي سوزاند و حسرت مي خورد که چرا اين همه روي خودخواهي اش اصرار و ابرام به خرج داده است. شايد دايي در آن لحظات پيش خودش فکر مي کرد که اگر علي کريمي را بيرون نمي گذاشت، اگر روي قول و قرارش باقي مي ماند، اگر اين همه لجباز نبود و… .

پرده اول
در آن سو ادعاي اينکه علي کريمي از نتيجه رقم خورده خوشحال بوده يا توي دلش کيفور شده مستلزم بي رحمي توأم با شيطنت است. او نيز بايد مثل انبوه هواداران حاضر در ورزشگاه، تماشاگران تلويزيوني و علاقه مندان به فوتبال از اين «ناکامي ملي» مغموم باشد. همچنين طبيعي است که او با علم به تمام مذاکرات و حرف و حديث هاي قبلي از پيمان شکني علي دايي دلخور باشد. با اين حال به محض اينکه رسانه ها به سراغش مي روند طبق معمول تلاش مي کند تنها بعد ملي ماجرا را پررنگ جلوه دهد. او با تاکيد روي اين نکته که بايد به فکر تيم ملي بود، مي گويد؛ «بهتر است در مورد گذشته بحث نکنيم. چيزي که اهميت دارد اين است که تيم ملي را براي سه بازي آينده آماده کنيم.» اما اين خويشتنداري چندان دوام ندارد. به هر حال داستان دايي- کريمي پس از شکست مقابل عربستان روندي به خود گرفت که به هيچ عنوان نمي توان در قبال آن سکوت اختيار کرد. چه انگيزه يي بهتر از پاسخگويي؟ سرمربي معزول تيم ملي در کنفرانس مطبوعاتي پايان مسابقه در برابر اصرار خبرنگاران براي کنکاش در مورد دلايل نبودن علي او گفته بود اين بازيکن بعد از مسابقه با کرواسي هرگز عملکرد مثبتي در تيم ملي نداشته است.

شنيدن همين جمله کافي است تا علي کريمي را بي خيال خويشتنداري و سياست پيشگي کند و به اين ادعا پاسخ دهد.او در اين مورد مي گويد؛ «حرف دايي را قبول دارم، اما ايشان فکر مي کند تنها خودش براي تيم ملي موثر بوده؟ دايي فکر مي کند از روز ورود به تيم ملي تا آخرين بازي اش هميشه عملکرد موثري داشته و بهترين بازيکن تمام دوران تيم ملي بوده است؟» هيجان علي کريمي به همين سرعت فروکش مي کند. به همين خاطر لازم است سوال بعدي به سرعت مطرح شود؛ به راستي چه عواملي باعث برکناري علي دايي شد؟ پاسخ او هرچند مجدداً با محافظه کاري شروع مي شود، اما «هرکسي نقطه ضعفي دارد. من هم در بازيگري ضعف دارم. آقاي دايي براي تيم ملي زحمت کشيده ولي فکر مي کنم لجبازي بيش از اندازه بيشترين آسيب را به او زد. غرور و لجبازي دايي بيش از اندازه بود. فکر مي کنم هيچ کس به اندازه خود او باعث ايجاد اين شرايط نشد و دايي بيشتر از همه به خودش آسيب زد.» اصرار براي دانستن علت اصلي اختلاف با دايي از زبان خود کريمي بي فايده به نظر مي رسد؛ «دوست ندارم در اين مورد صحبت کنم. بازگشت من به تيم ملي دلايلي داشت که تنها خداداد عزيزي و حسين هدايتي مي دانند. اگر واقعيت را مي خواهيد از اين دو نفر بپرسيد.»

پرده دوم
«اين بحث به هفته هاي پيش از بازي با عربستان برمي گردد. آن زمان بهزاد غلامپور مربي دروازه بان هاي تيم ملي به من زنگ زد و صحبت هايي در اين زمينه داشت. او مي گفت مربيان تيم ملي خواهان حضور علي کريمي در تيم هستند اما نمي خواهند در صورت دعوت دوباره با کناره گيري مجدد اين بازيکن مواجه شوند. در نهايت بحث به اينجا رسيد که من با علي کريمي صحبت کنم و او را براي حضور دوباره در تيم ملي راضي کنم.» اين روايت خداداد عزيزي از داستان دايي- کريمي است. ستاره سال هاي نه چندان دور تيم ملي در ادامه ماجرا را به اين صورت تشريح مي کند؛ «با علي کريمي صحبت کردم. او واقعاً تصميمش را گرفته بود و نمي خواست به تيم ملي برگردد. از او خواهش کردم در تصميمش تجديدنظر کند. او نيز لطف داشت و در نهايت پذيرفت که به تيم ملي برگردد.»

اما وقتي ليست تيم ملي از سوي علي دايي اعلام شد نشانه يي از هيچ توافقي در آن ديده نمي شد. عزيزي در اين مورد مي گويد؛ «نمي دانم چه اتفاقي افتاد و چرا علي دايي تمام توافقات را به هم زد. در اين قضيه تنها من شرمنده کريمي شدم.»

پرده سوم
بازي تمام شده است با اين حال دست کم نيمي از تماشاگران حاضر به ترک ورزشگاه نيستند. آنها مي خواهند خشم و دلخوري شان را از شکست تحقيرآميز مقابل عربستان با فرياد بر سر علي دايي خالي کنند. دايي هم شستش خبردار شده و تک و تنها روي نيمکت ذخيره ها نشسته تا مبادا با خيل تماشاگران روبه رو شود. او در آن لحظات احتمالاً با خودش فکر مي کرد اي کاش اين همه لجباز نبود، کاش زير قول و قرارش نمي زد، کاش… . اما اين «اي کاش ها» چندان در مخيله دايي دوام نياورد. او با حرف هايي که در طول کنفرانس مطبوعاتي زد، ثابت کرد همچنان لجبازترين مرد فوتبال ايران است و قصد ندارد هيچ تغييري در رفتار خودش ايجاد کند. آيا واقعاً بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟