خرید شال با چنين دولت‌های ضعيفی نمي‌توانيم به اهداف بزرگ كشورمان برسيم

دكتر محسن رضايي در يادداشتي كه برای «» فرستاده، با استفاده از مثال جالبي، دلايل پافشاري و اعتقاد عميق خود را به استفاده از دولت ائتلافي كارآمد و متعهد به عنوان بهترين راه برون‌رفت از شرايط دشوار و حساس کنونی بيان نموده است.
وي مي‌نويسد: ریاست جمهوری را می‌توان به رانندگی تشبیه کرد، با این تفاوت که ریاست جمهوری در کشورهای توسعه یافته همچون آمریکا و اروپا، رانندگی یک ماشین مدرن و تمام اتوماتیک است و در اتوبان‌های استاندارد صورت می‌گیرد و برای همین، رانندگی آن آسان است، ولی ریاست جمهوری در کشورهای در حال توسعه همچون ایران، رانندگی یک ماشین کهنه و فرسوده است که راننده باید سه تخصص همزمان داشته باشد؛ از يک طرف رانندگی بلد باشد و از سوی دیگر، بتواند تعمیرات انجام دهد. ضمن آنکه راه‌ها هم مناسب نیست و باید راه‌سازی هم بلد باشد. رضايي با استفاده از همين مثال مي‌نويسد: در کشورهای در حال توسعه مثل ایران، دولتها باید هم توان مدیریتی طبیعی داشته باشند تا بتوانند کشور را اداره کنند و هم توانایی مدیریتی فوق معمولی داشته باشند تا بتوانند تعمیر و توسعه جامعه و دولت را انجام دهند و خوشبختی و پیشرفت و عدالت را برای ملتشان در مدت معقولی به ارمغان بیاورند، مشابه چین، مالزی، کره جنوبی و کشورهای آسیای جنوب شرقی.
رضايي آنگاه تلويحا به ضعف مديريت‌هاي كلان گذشته اشاره مي‌نمايد و آن اين كه دولتها در ایران طی سی سال اخیر در بعد رانندگی تا کنون تا 70 درصد موفق بوده‌اند، ولی در بعد تعمیراتی و توسعه، تا 30 درصد موفقیت داشته‌اند و بر این باور است، هرچند ترسیم چشم‌انداز آینده کشور و سیاست‌های اصل 44 راهسازی خوبی در سیاست صورت داده‌اند، ولی ماشین فرسوده ای دراختیار رانندگان قرار می‌گیرد. نمونه‌های این فرسودگی در سازمان اداری دولت و در مدیریت و فرهنگ جامعه دیده می‌شود.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به موضوع مهمي مثال خود را كامل مي‌نمايد: حجم دولت ایران دو برابر دولت ژاپن است، در حالی که جمعیت ایران نصف آن است. کارایی و بهره‌وری اداری ایران چند دهم ژاپن است. یا در جامعه ایران به اندازه یک کشور دويست میلیونی آب و برق و نفت و گاز و حتی نان مصرف می‌شود و یا سالانه هشت میلیون پرونده قضایی وجود دارد، همه اینها دلالت بر این دارد که رئيس جمهور در ایران، باید بتواند دولتی را به وجود آورد که هم کشور را اداره کند و هم آن را تعمیر و گسترش بخشد.
رضايي بر این باور است که مديريت طبيعي كشور، كار دشواري نيست و موارد زير را اصول آن در دولت مي‌داند:
تهیه لایحه بودجه، اداره جلسه هیأت دولت با وزرايي هماهنگ، دادن یک شعارهاي آرمانی براي جلب توجهات، اداره شورای عالی امنیت، و در نهايت سفرهای استانی و احترام به مردم و توزیع بخشی از ثروت خدادادی نفت به آنان.
رضايي تصريح مي‌كند: همه دولتهایی که تاکنون در ایران آمده‌اند، از یک ساختار بودجه مشابهی استفاده و در چهارچوب اقتصاد نفتی آن را تهیه و اجرا کرده‌اند. حتی با وجود آنکه قرار بوده دولت بودجه سال 1388 را در چارچوب سیاستهای اصل 44تهیه کند دولت این کار را نتوانسته انجام بدهد. البته دولتهای قبلی هم نتوانستند این کار را انجام بدهند.”
او اشاره مي كند كه آنچه نياز امروز كشور است بيشتر توان مدیریتی فوق معمولی و یا توان مدیریتی تعمیر و توسعه است که موجب خواهد شد هم دولت نوسازی شود و هم جامعه ساخته شود. کشوری مثل ایران که طی سیصدسال اخیر، فرهنگ و تمدن و اقتدارش فرو پاشید بدون توان مدیریتی فوق معمولی در مدت کوتاه بیست سال اینده در تمامی عرصه‌ها به خصوص در ابعاد اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و علمی نمی‌تواند خود را بازسازی و نوسازی کرده و توسعه یافتگی را پشت سر بگذارد.
رضايي با اشاره به ويژگي‌هايي كه مديريت فوق معمولي داراست از جمله برخورداري از تیم پیشرو در توسعه و پیشرفت و ایده مناسب برای توسعه با برنامه‌ای جامع و دارا بودن اندیشه تحول و فرهنگ و اخلاق مناسب پیشرفت و توسعه و به ویژه روحیه کار جمعی، مشارکت و همراهي فعال نخبگان با دولت دوران مديريت حضرت امام را در انقلاب اسلامي و همچنين مديريت ايشان در جنگ تحميلي به عنوان بهترين مدل معرفي نموده و مي‌پرسد: کدام یک از دولتها و رؤسای جمهور تاکنون این توانایی را داشته‌اند و کدام یک از نامزدهای کنونی انتخابات این توانایی را دارد؟
رضايي سپس مدل دولت غير معمولي را نيز ذكر مي كند كه نخبگان در آن كاره‌ا‌ي نيستند و يا كشور به حال خود رها مي‌شود.
ايشان معتقد است، ما در كشور به يك «دولت كامل» نياز داريم؛ دولتي که هم توان طبیعی برای اداره کشور داشته باشد و هم توانایی تعمیر و توسعه و برای همین، باید از توان فوق معمولی هم برخوردار باشد و مي‌نويسد: ناتوانی دولتها در این بعد کاملا در جامعه ما مشخص است. بیکاری و تورم و عقب ماندگی و پایین بودن بهره‌وری و اسراف همه جانبه از زمان گرفته تا منابع طبیعی و منابع انسانی همه نتایج این ناتوانی مدیریتی است. سی سال مدت کمی نبوده است، اگر همین روند ادامه یابد تا پنجاه سال دیگر هم تحولی صورت نمی‌گیرد.
او نتيجه مي‌گيرد، توان تعمیر و توسعه در اغلب رؤسای جمهوری که تاکنون در ایران آمده‌اند، بسیار ضعیف بوده و در بیشتر نامزدهای انتخاباتی کنونی هم کمتر دیده می‌شود و هر کدام که رئیس جمهور شوند، نتیجه آن روشن است؛ یعنی رانندگی مي كنند يا آن را یاد می‌گیرند، ولی قادر به تعمیر و توسعه ماشین ایران نخواهند شد.رضايي بر این باور است، با اين ترتيب، تحولی در کاهش بیکاری و تورم صورت نمی‌گیرد و بهره‌وری اقتصادی ایران هم افزایش چشمگیری نخواهد کرد.

متن كامل يادداشت دكتر رضايي را در ستون يادداشت «» بخوانيد.