خرید شال شلختگي آماري در دولت نهم

اخيراً آقاي مهندس اسکندري و برخي از معاونان محترم ايشان، در مصاحبه‌ها تغيير رويه دادند و گفتند«ما اهداف برنامه چهارم را به طور کامل محقق کرديم.» که به نظر مي‌رسد اين ادعا نياز به اثبات دارد. آنها قول داده بودند کشور را ظرف مدت چهار سال که سه سال و نيم آن گذشته است در محصولات اساسي مانند شکر، ذرت، برنج و دانه‌هاي روغني خودکفا کنند يعني کشور نيازي به واردات نداشته باشد.

«دکتر عبدالمهدي بخشنده» در يادداشتي در روزنامه «اعتماد» مي‌نويسد: در حالي که هم اکنون کشور واردکننده عمده ذرت، شکر، برنج و دانه‌هاي روغني است ولي متاسفانه آمارهايي که از وضع موجود مي‌دهند نادرست است. قطعاً واردات 15 ميليون تن گندم، برنج، شکر، ذرت و دانه‌هاي روغني در سال جاري به هيچ وجه نشان نمي‌دهد کشور خودکفا شده باشد. اگرچه اصلاً در کشور ما با يک شلختگي آماري روبه رو هستيم و آمارهاي متناقص و متفاوتي از مراجع مختلف صادر مي‌شود ولي آنچه از همه بدتر است اينکه مسئولان مختلف، آمارهاي مختلفي ارائه مي‌دهند و هيچ کس نگران حساب و کتاب اين آمارها نيست.

الان به نوعي شاهد ارايه آمارهاي به شدت متناقض هستيم. مطابق جمع بندي موسسه پژوهش‌هاي برنامه ريزي و اقتصاد کشاورزي که متعلق به وزارت جهاد کشاورزي است، در سال 85 تراز بازرگاني بخش کشاورزي منفي 2/2 ميليارد دلار بوده است. همين روند در سال 86 ادامه پيدا کرد و تراز بازرگاني بخش کشاورزي معادل دو ميليارد دلار منفي بوده است. در سال 86 واردات بخش کشاورزي، قريب شش ميليارد دلار بوده يعني نسبت به سال 84 دو برابر شده است. پيش بيني مي‌کنيم تا پايان سال 1387 واردات بخش کشاورزي 11 الي 12 ميليارد دلار باشد.

در مقابل ميزان صادرات نسبت به سال‌هاي گذشته کاهش پيدا کرده و در نهايت نيز تراز بازرگاني بخش، به شدت منفي خواهد شد. در سال آينده با ادامه خشکسالي متاسفانه وضع نيز از اين بدتر خواهد شد در حالي که طبق آمارهاي موجود در سال 84 که آخرين سال دولت آقاي خاتمي بود، تراز بازرگاني بخش براي محصولات اساسي کشاورزي تنها 45 ميليون دلار منفي بوده است. در سال 84 معادل 240/3 ميليارد دلار واردات کشور بوده است و در مقابل 194/3 ميليارد دلار صادرات کشور بوده است. البته در اين آمار بخش صنايع غذايي هم منظور شده است چون 85 درصد ارزش محصولات صنايع غذايي صادراتي، ماده خام اوليه است که توسط بخش کشاورزي توليد مي‌شود.کل توليدات بخش کشاورزي در سال پاياني دولت آقاي خاتمي 4/95 ميليون تن بوده است که در آن مرحله در مورد گندم، هيچ گونه نيازي به واردات نداشتيم و کشور از اين لحاظ خودکفا بود. در سال‌هاي 83 و 84 در بخش ذرت که اصلي ترين ماده غذايي توليد طيور در کشور است، سالانه 2/2 ميليون تن ذرت توليد شده است.

مطابق آماري که توسط گمرک اعلام شده در دو سال گذشته سالانه نزديک به سه ميليون تن ذرت وارد کشور شد. در دولت قبل براي خودکفايي در بخش ذرت، برنامه 10ساله يي طراحي شد به طوري که سال 1392 به توليد حداقل 5/3 ميليون تن ذرت و 500 هزار تن جو لخت برسيم که مجموع آنها چهار ميليون مي‌شد و نياز بخش توليدات طيور کشور را برطرف مي‌کرد. در مقابل آقاي اسکندري قول دادند ظرف دو سال به اين حجم از توليد مي‌رسيم. اين تعهدات کاملاً غلط از آب درآمد. برآوردها نشان مي‌دهد حداکثر توليد بخش ذرت از 2/2 ميليون تن، به 4/2 ميليون تن رسيده است. در بخش چغندرقند، توليد سال جاري به 3/1 ميليون تن کاهش پيدا کرده است يعني نسبت به شش ميليون تن سال 85، معادل 70 الي 75 درصد کاهش توليد داشتيم.

سال جاري بسياري از کارخانجات چغندرقندي کشور تعطيل شدند و برخي از کارخانه‌هاي فعال، با ظرفيت بسيار کمي کار مي‌کنند. انفعال و عدم مقاومت مسئولان وزارت جهاد کشاورزي در مقابل واردات شکر در سال‌هاي 86-85 که بيش از چهار ميليون تن شکر وارد کشور شد باعث شد بحث توليد چغندرقند و کشت و توسعه اين محصول که به ويژه در تناوب زراعي کشور يک محصول کليدي بوده است به محاق برود و عملاً کشور را با مشکلات زيادي روبه رو کند. در بخش توليد پنبه نيز وضعيت به همين صورت است.

سال گذشته 70 هزار تن پنبه وارد کشور شد، در صورتي که در سال‌هاي قبل ما صادرکننده پنبه بوديم. امسال هم پيش بيني مي‌شود معادل همين مقدار يا بيشتر پنبه وارد کشور شود. در مورد برنج نيز ميزان توليد، معادل توليد دولت قبل بوده است. در توليد برنج نيز قول خودکفايي داده بودند؛ ولي نه تنها خودکفايي صورت نگرفت، بلکه مطابق آخرين آماري که گمرک کشور هفته گذشته اعلام کرد، در 11ماهه اول امسال يک ميليون تن برنج وارد کشور شده است.

در مقابل در حالي که دولت قبل در مورد خودکفايي محصول برنج ادعايي نداشت فقط سالانه بين 500 تا 600 هزار تن برنج وارد مي‌کرد. در دولت گذشته در مورد دانه‌هاي روغني هم پيش بيني شده بود ما ظرف يک برنامه 10ساله بتوانيم 70 درصد نياز کشور را تامين کنيم. همان موقع هم قول نداده بود کشور صد درصد خودکفا خواهد شد، چون به هر حال نوع گياهاني که از آنها روغن توليد مي‌کنيم محدود هستند و به اقليم‌هاي خاصي نياز دارند.
با اين حال آقاي اسکندري وعده خودکفايي 70درصدي را ظرف چهار سال داد ولي اکنون وضع دانه‌هاي روغني از برنج بدتر است. در حال حاضر حداکثر توليد دانه‌هاي روغني بين 500 تا 550 هزار تن است. به همين دليل سالانه بيش از يک ميليارد دلار روغن وارد کشور مي‌شود.

به هر حال توصيه مي‌کنم وزير محترم و مديران مربوطه قدري علمي‌تر و فني‌تر با مسائل برخورد کنند. آنها بدانند به هر حال گفته‌ها و شنيده‌ها در تاريخ ثبت خواهد شد و اگر پاي حساب و کتاب در کشور پيش آيد، به هيچ وجه نمي‌توان خودکفايي 95درصدي در محصولات کشاورزي کشور را با واردات 15 ميليون تني ثابت کرد. اگر هم در گذشته در يک دوره کوتاه مدت يک تا چهارساله به اشتباه در زمينه خودکفايي در محصولات اساسي ادعايي را مطرح کرديم دليل برآن نمي‌شود بخواهيم براين اشتباه پافشاري کنيم و آسمان و ريسمان را به هم ببافيم که ما اشتباه نکرديم. اين ادعا‌ها در مقايسه با اين عملکرد و اين ميزان واردات باعث مي‌شود متاسفانه نگاه مسئولان ملي به بخش کشاورزي و قابليت‌ها و توانايي‌هاي آن منفي شود و بخش کشاورزي از پشتيباني لازم برخوردار نشود.