خرید شال مورينيو، سلطان پرگويي

دو ماه پيش در لحظه اوج درگيري لفظي رافائل بنيتس با سر الکس فرگوسن، رسانه ها خاطره شکست مفتضحانه کوين کيگان در جنگ رواني اواسط فصل 1996-1995 را يادآوري کردند تا از اين طريق ناکامي ليورپول در به زير کشيدن امپراتوري فرگي را پيش بيني کنند؛ اتفاقي که سرانجام رخ داد و حالا صدرنشين دو ماه قبل به تعقيب کننده نااميد تيم سوم آن مقطع تبديل شده است. به نظرم در چنين برخوردهاي غيرفيزيکي برنده يي وجود ندارد.

به نوشته اعتماد و به نقل از تایمز، اظهارات بنيتس برتافته از فشار رواني فراوان موجود بود. ژوزه مورينيو اين آقاي خاص دنياي فوتبال هم پس از تساوي 3 – 3 تيمش مقابل رم بار ديگر در کار همکاران خود دخالت کرد تا به نوعي خود را خالي کند. او دقيقاً هفت دقيقه و 32 ثانيه از وقت گرانبهاي خود را صرف فرضيه سازي درباره مربيان ميلان، يوونتوس و رم کرد. در سوي مقابل لوچيانو اسپالتي از در توهم وارد شد. به اعتقاد او بالوتلي با تقلب يک تساوي ارزشمند را براي اينتر به ارمغان آورد.

مورينيو از عدم علاقه اش به «ابتذال روشنفکرانه» گفت و تا وقتي تک گوي رسانه هاي ايتاليايي محسوب مي شود هيچ کس نمي تواند او را بابت به کار بردن اصطلاحاتي که شايد هيچ اعتقادي به آنها نداشته باشد، مواخذه کند. مي گويند رم بازيکنان کاملي دارد اما امسال هيچ جامي را به دست نخواهد آورد. هيچ کس فرياد نمي زند چرا ميلان با وجود در اختيار داشتن فوجي از ستارگان قادر به ربودن يک عنوان باارزش نيست.

هيچ کس به منتفع شدن يووه از اشتباهات داوري اشاره يي نمي کند. فعلاً همه روي پنالتي نادرست اعلام شده به سود اينتر زوم کرده اند و اين همان بازي ديرآشناي رسانه يي است. به اعتقاد مورينيو حضور جوانان در ترکيب اصلي تورينو و اودينزه آن هم مقابل بزرگاني مانند يوونتوس و رم معنايي غير از تطميع شدن کوچک ها توسط بزرگان ندارد و بوي کالچو پولي شماره دو به شدت فضاي فوتبال ايتاليا را تحت تاثير قرار داده است.

سرمربي سابق پورتو و چلسي مي گويد تصوير اسپالتي و رانيري در تلويزيون ديگر حال او را به هم مي زند و شخصاً چون در بين اصحاب رسانه ايتاليا دوستي ندارد تنها هنگام نياز به سخنراني تن به مصاحبه مي دهد.

سکاندار کشتي آبي و مشکي هاي ايتاليا با لحني آميخته به خشم از رانيري مي گويد؛ «او مرا فرامي خواند اما توجهي نمي کنم. قبلاً يک بار در روزنامه ها آبروي کلوديو را برده ام و به جنگ دوباره نيازي نيست.» البته اين اظهارات بي پروا براي وي تاوان هايي از قبيل فراخوانده شدن به کميته انضباطي فوتبال ايتاليا داشته و تازه پيش بيني هاي ژوزه درباره تباني هم درست از آب درنيامد. يووه، تورينو را شکست داد اما رم با يک بازيکن کمتر مقابل اودينزه تن به تساوي يک – يک داد. عکس العمل هاي افرادي که مورد هجوم مورينيو قرار گرفته اند، متفاوت بود. آنچلوتي ترجيح داد از طريق رسانه ها جنجال به پا نکند.

اسپالتي گفت مورينيو پس از پايان بازي رودررو براي رقيب آرزوي موفقيت مي کند و فردا مي گويد همان تيم هيچ جامي نمي برد، او ابراز اميدواري کرد مورينيو تيم او را از ليگ قهرمانان اخراج نکند. رانيري دنياي خاص خود و عدم اشتياق به فاش کردن تفکراتش را دليل سکوت مقابل آقاي خاص دانست. به هر حال سوالات طرح شده توسط مورينيو نه توسط بنيتس، رايکارد و ونگر بلکه فقط و فقط توسط خودش جواب داده خواهد شد. آنهايي که از کلمات مورينيو چيزي درک نمي کنند، خواسته هاي مقطعي وي را نمي دانند.

وقتي او از زلاتان ابراهيموويچ به عنوان بهترين مهاجم جهان نام مي برد، مي خواهد در دل مدافعان قدرتمند منچستريونايتد (رقيب امشب) ترس و دلهره ايجاد کند. به هر حال در بازي رسانه يي اصلي به نام «بزرگنمايي نقطه قوت در جهت انحراف افکار عمومي از نقطه ضعف» وجود دارد و مورينيو از اين قاعده تبعيت مي کند؛ حال آنکه امشب در خط دفاع مهره سالم و کارآمدي را نمي بيند. تيم او نسبت به تيم مانچيني نتيجه گراتر بازي مي کند. تقريباً هيچ نکته زيبايي در بازي شاگردان مورينيو ديده نمي شود.

اينتر چند روز پس از تساوي بحث برانگيز مقابل رم با سيستم 3-3-4 (آنچه در اين باشگاه کم سابقه بوده است) و معجوني از بازيکنان ذخيره نشين، 3 بر صفر مغلوب سمپدوريا شد. فکر مي کنيد ژوزه در پايان بازي چه گفت؟ «ديديد بين بازيکنان اصلي و ذخيره چقدر تفاوت وجود دارد؟ شايد از امروز ديگر نپرسيد چرا هر بازي و هر بازيکن شرايط خاص خود را دارد.» کلمات او وحشتناک است. به جوانان احتياج داري، پس چرا آنها را مورد انتقاد قرار مي دهي؟

اگر مورينيو با اين شيوه اسکودتو را فتح و منچستريونايتد را حذف کند، بايد به احترام او کلاه از سر برداريم. مرد خوش پوش با کلمات بازي مي کند و جام مي برد؛ چهار قهرماني پياپي در ليگ هاي پرتغال و انگليس، يک جام يوفا و يک ليگ قهرمانان طي شش فصل حضور کامل در سطح اول فوتبال اروپا. او يک بار گفت؛ «پاي حرف هايم نمي ايستم.» و بار دير فرياد کشيد؛ «به آنچه گفتم مي بالم،» کدام يک را باور کنيم؟