خرید شال مناطق جنوب کشور، محروميت در عين ثروتمندي

يكي از بينندگان «» در پيامي نوشت: تقريبا بيشتر نعمت‌هاي خدادادي در جنوب است؛ منابع عظيم نفت و گاز، دسترسي به آب‌هاي آزاد، بزرگترين رودخانه‌ها و بيشترين توليدات انرژي برق آبي، بيشترين توليد محصولات کشاورزي و دامپروري، خط و شعر و زبان، بيشترين آثار باستاني و قرار گرفتن قوي‌ترين سلسله‌هاي ايران در جنوب از شهر سوخته زابل تا سيراف در بوشهر و تمدن عيلاميان در ايلام و خوزستان پيش از ورود آرياييان و هخامنشيان و ساسانيان در فارس و خوزستان در عهد باستان و سلسله زنديه در عهد معاصر حتي دو سلسله مادها و پارتيان كه در شمال ايران بودند، پس از مدتي با مشکل روبه‌رو شده‌اند و از درون کشور، سلسله‌هاي ديگري که هخامنشيان به جاي مادها و ساسانيان به جاي اشکانيان در جنوب آمده‌اند، اما اين دو سلسله جنوبي از درون مانند سلسله‌هاي قبل از خود مشکلي نداشته‌ و به مراتب، قويترين و وسيعتر بوده‌اند و آثارشان بيشتر به جاي مانده و توسط حکومت‌هاي خارجي يعني اسکندر و اعراب منقرض شدند.
برداشت000/ 210 /4 بشکه نفت در روز، معادل حدود 150 ميليارد دلار و صادرات 000 / 500 / 2 بشكه‌اي آن معادل 70 تا 90 ميليارد دلار در سال. بيش از 50 درصد صادرات غير نفتي، ميعانات گازي و پتروشيمي است، مصرف 3 تا 17 برابري انرژي در ايران نسبت به جهان و … كه همگي از جنوب تأمين مي‌شود، اما بيشتر درآمد کشور در مناطق مرکزي و کويري و نيمه کويري سرمايه‌گذاري مي‌شود و افزايش نقدينگي و تورم حاصل از آن، دامن همه مناطق به ويژه مناطق محروم را مي‌گيرد و دولت به عنوان بزرگترين سرمايه‌گذار عامل اصلي پديد آمدن فاصله طبقاتي در کشور و تقويت کننده افکار تجزيه‌طلبانه است که در آينده ممکن است خداي نكرده، گريبانگير کشور شود؛ مشكلي كه كشورهاي بسياري با پيشرفت تكنولوژي و افزايش فاصله طبقاتي با آن روبه‌رو شدند، مانند کشورهاي اروپايي يا روسيه و … .

هم‌اينک بيشتر پايتخت‌ها و همچنين شهرهاي پرجمعيت جهان كه به آبهاي آزاد دسترسي دارند، نزديک به سواحلند و تا سال 2025 بر پايه نظريه يكي از كارشناسان خارجي، سه چهارم جمعيت جهان در کنار سواحل زندگي خواهند کرد و بيش از 90 درصد از تجارت بين‌المللي به دليل افزايش هزينه‌هاي سوخت و كم هزينه بودن تجارت دريايي از راه آب‌هاي آزاد انجام خواهد گرفت و هم اينك نيز حدود 90 درصد تجارت بين‌المللي از راه درياست.

عصر حاضر، عصر پيشرفت کشورهايي است که شهرهاي پرجمعيت و صنايعشان نزديک به سواحل است و هم اينک بيشترين رشد اقتصادي در جهان به اين کشورها تعلق دارد؛ مانند کشورهاي شرق آسيا، هند، برزيل و آرژانتين که به سرعت در حال رساندن خود به کشورهاي توسعه يافته هستند و با توجه به نظريه يکي از اقتصاددانان خارجي يکي از پنج عاملي که مي‌تواند باعث جهش اقتصادي کشورها شود، دسترسي به آبهاي آزاد است و کشورهايي که به آبهاي آزاد دسترسي ندارند با مشکلاتي روبه‌رو هستند.

البته ايران با داشتن آبهاي آزاد به دليل دوري شهرهاي پرجمعيت و صنايع از آبهاي آزاد نمي‌تواند به خوبي از آن استفاده کند و حتي با اين وضع به هزينه‌هاي کشور نيز در زمينه واردات و صادرات افزوده مي‌شود.
علت هزينه‌هاي زياد در ايران، دوري شهرهاي پرجمعيت و صنايع ايران از آبهاي آزاد است، تهران با 15درصد جمعيت ايران و پس از آن شهرهاي مشهد، اصفهان و تبريز پرجمعيت‌ترين شهرهاي ايرانند و شمال ايران نيز از نظر چگالي جمعيتي جزو متراکم‌ترين مناطق ايران است. علت مصرف بيش از اندازه انرژي در حمل و نقل واردات دوري شهرهاي پرجمعيت ايران از آبهاي آزاد است.

هفت ميليون تن واردات گندم در سال جاري که اگر اين مقدار را به ظرفيت کاميون‌ها (پنج تن يا ده تن يا غيره) تقسيم کنيم تعداد کاميوني که براي حمل اين محصول بايد به کار گرفته شود، به دست مي‌آيد و اگر مقدار آن را ضرب در مقدار مصرف سوخت هر کاميون کنيم مقدار مصرف سوخت براي حمل اين محصول به دست مي‌آيد كه رقم سرسام‌آوري خواهد شد که بيشتر اين محصول تا شهرهاي پرجمعيت ايران و شهرهاي مرکزي ايران که از نظر توليد بسياري از آنها ضعيف هستند، بايد حمل شود و حدود چند درصد هم ميزان تلفات خود گندم حين حمل و نقل است و همچنين مشكلات ديگر. اين تنها هزينه‌هاي يک قلم کالاست.

حال اين روش را براي کل محصولات وارداتي (50 ميليارد دلار واردات غير نفتي سالانه و 10 ميليارد دلار صادرات غير نفتي) حساب کنيم، ديده مي‌شود که هزينه‌ها سر به فلک مي‌کشد و يكي از مهمترين عوامل مصرف بيش از اندازه انرژي و سوخت همين موضوع است. بندر شهيد رجايي، بنا بر آمار اعلام شده در سال گذشته پذيراي 000/200/1 کاميون بوده که امسال صد در صد افزايش چشمگيري داشته است. حال اگر هزينه‌هاي حمل کالا تا شهرهاي بزرگ و پايتخت ايران را حساب كنيم، مقدار زيادي هزينه به کشور تحميل کرده و باعث فقير شدن ايرانيان مي‌شود؛ حتي گندم وارداتي از روسيه از طريق خليج فارس انجام گرفت.

با چنين وضعيتي، هر چه ارتباط ما با ديگر كشورها كمتر شود، بهتر خواهد بود و هزينه‌هاي كمتري به كشور تحميل خواهد شد. كالاهاي وارداتي با يارانه دولت با بهايي پايين به دست مصرف كننده‌ها مي‌رسد و به توليدات و صنايع داخلي ضربه مي‌زند؛ بنابراين، واقعي كردن قيمت سوخت از جهت‌هايي نيز به سود توليدكنندگان داخلي خواهد بود و كاهش رقابت كالاهاي وارداتي را در برابر آنها خواهد داشت. همچنين در مورد صادرات يا ترانزيت كالا نيز ممكن است ميزان درآمد خالصي كه نصيب كشور مي‌شود، كمتر از ميزان هزينه اي باشد كه به كشور تحميل مي‌شود، ولي چون دولت 80 تا 90 درصد بر سوخت يارانه مي‌دهد، بخشي از آن به جيب صادر كننده مي‌رود و فكر مي‌كند كه سود به كشور رسانده است، در صورتي كه هم كشور را از آن محصول محروم كرده و هم ممكن است در مجموع ميزان هزينه‌اي كه كشور و دولت پرداخت كرده است، بيشتر از ميزان درآمد خالصي باشد كه به دست آمده؛ بنابراين، تا قيمت سوخت اصلاح نشود، نمي‌توان گفت كه 10 ميليارد دلار صادرات غير نفتي كه با پرداخت 90 ميليارد دلار يارانه دولت در بخش انرژي به دست آمده، سودآور بوده است.

در صورت استفاده از شبکه ريلي هم، درست است مصرف سوخت را درصدي پايين مي‌آورد، اما خود قطار نيز براي حرکت نياز به مصرف سوخت دارد و خود شبکه ريل و واگن‌ها نيز براي تهيه و نصب و همچنين تعمير و نگهداري سالانه مقادير زيادي هزينه در برخواهد داشت و کشورهايي که از شبکه ريلي استفاده مي‌کنند، به دليل نداشتن نفت و آسفالت به مقدار زياد است.

ما هميشه مي‌خواهيم از پله آخر به اول شروع به ساخت بکنيم و نخست سقف را بزنيم و سپس پايه‌ها را، اگر قرار است جاده، راه آهن، پل و ديگر سرمايه‌گذاري‌ها را انجام دهيم، نخست بايد در جنوب اين کار انجام بگيرد و سپس به سمت شمال حرکت کنيم. ما ثروتمندترين كشورهاي جهان يعني كشورهاي حوزه خليج فارس را رها كرده و مي‌خواهيم راه آهن ايران ـ تركمنستان ـ قزاقستان را اجرا كنيم. البته هرچند مزيت‌هايي دارد، در مقايسه با اجراي راه آهن ايران ـ بصره ـ كويت ـ عربستان‌ – امارات ـ قطر و عمان قابل مقايسه نيست و فرصت‌هاي استثنايي در زمينه جذب توريست از كشورهاي عربي و همچنين صادرات به اين كشورها در اختيار ايران قرار خواهد داد. كشورهاي حوزه خليج فارس جزو ثروتمندترين مردم جهان هستند و از نظر فرهنگي نيز به هم نزديكيم؛ ما بايد خود را به مكان‌هايي كه جزو اماكن مقدس اسلامي هستند، نزديكتر كنيم.

همچنين قرار گرفتن بسياري از شهرهاي ايران در مناطق کويري و نيمه کويري که زمستان سرد و تابستان گرم دارند، باعث افزايش مصرف انرژي در تابستان و زمستان براي رساندن دما به‌ اندازه مطلوب مي‌شوند. دوري شهرهاي مصرف کننده از مناطقي که محصولات کشاورزي توليد مي‌کنند نيز خود باعث مصرف بيشتر سوخت و تلفات خود محصولات حين حمل و نقل خواهد شد.

علت کاهش رقابت توليدات و صادرات ايران نيز دوري صنايع از درياست که هزينه‌هاي حمل و نقل و دستمزد راننده و استهلاکي خودرو و آلودگي و آمار بالاي تصادفات و كشته‌هاي جاده‌اي و غيره براي حمل مواد اوليه به كارخانه و سپس صادرات توليدات آن به قيمت تمام شده کالا اضافه شده و کاهش رقابت توليدات و فروش محصولات توليدي ايران در بازارهاي جهاني را در بر خواهد داشت.

با توجه به اين که دولت با همه تلاش و كوششي كه انجام مي‌دهد و مسئولان تمام وقت و زندگي خود را براي كشور گذاشته‌اند كه هر كس اين موضوع را انكار كند، واقعا بي انصافي كرده، ديده مي‌شود كه كشور در توليدات تك (high tech) و پزشكي پيشرفت‌هاي خارق‌العاده‌اي كرده‌ايم، اما در توليد محصولات خانگي و مصرفي رشدمان در مقايسه با كشورهاي ديگر ضعيف هستيم و توفيق چنداني نداشته‌ايم.

با شرايط پديد آمده، دولت قدرت اوليه خود را از دست داده است و در زمينه‌هايي مانند اجراي ماليات بر ارزش افزوده يا اجراي طرح تحول اقتصادي كه قرار بود از نيمه دوم امسال اجرا شود، موفقيتي حاصل نشد؛ تنها در حد آمارگيري و راستي‌آزمايي و خوشه بندي اين كار انجام گرفت و بعيد به نظر مي‌رسد كه به مرحله درو و برداشت محصول برسيم، به ويژه كه سد هفت خان مجلس نيز جلو دولت قرار گرفته و مدام با مطرح كردن استيضاح وزيران به دولت فشار مي‌آورد و با بيشتر طرح‌هاي دولت مخالفت مي‌كند.

علت مخالفت رئيس مجلس با طرح كاهش يارانه‌ها نيز به دليل اين است كه بيشترين مصرف انرژي چه در بخش خانگي و چه در بخش حمل و نقل، مناطق سردسير و مناطق شمالي كه دور از آب‌هاي آزاد هستند، مي‌باشد و بنابراين بيشترين ميزان يارانه‌ها به خودشان تعلق مي‌گيرد. مناطق جنوبي برخي مناطق يا گاز ندارند و هر كدام هم كه دارند ميزان دماي هوا به گونه‌اي نيست كه به‌ اندازه مناطق شمالي مصرف كنند.

البته هر چه ديرتر اين طرح اجرا شود، كشور همچنان با سرعتي دو چندان به مصرف انرژي خود ادامه خواهد داد و منابع ايران زودتر تمام خواهد شد كه بنا به گفته يكي از مسئولان با وضع كنوني ايران تا ده سال ديگر وارد كننده نفت خام خواهد شد و بيشترين و نخستين مناطقي كه با مشكل روبه‌رو خواهند شد، همان مناطق شمالي و سردسير خواهد بود.

در گذشته، كشورهاي خارجي ما را چپاول مي‌كردند، اما هم‌اکنون خودمان به دست خودمان منابع كشورمان را با سرعتي هر چه تمامتر مي‌سوزانيم و به هدر مي‌دهيم. ما اين همه در انقلاب و جنگ مشكلات داشتيم و اينقدر كشته داديم و هزينه كرديم؛ آيا انجام اين كار سخت‌تر و بزرگتر از آنهاست؟ كساني كه با اين طرح مخالفند، يا كساني هستند كه از اول با انقلاب مخالف بودند كه هميشه با همه چيز مخالف بودند و يا كساني هستند كه خودباخته و ضعيف‌النفسند. اگر كسي به‌ اندازه كافي جرأت و پتانسيل كارهاي بزرگ و اصلاحات را ندارد، قدرت را به كسي بدهد كه از پتانسيل كافي براي اجراي قوانين و پيشرفت كشور برخوردار است.

دولت به كارمندان خود در مناطق گرم و آلوده نفت‌خيز اضافه حقوق پرداخت مي‌كند، اما سهم مردم بومي آن (مانند مسجد سليمان، ماهشهر، عسلويه و غيره) بايد آلودگي و گرفتن انواع سرطان‌ها و فرزندان ناقص‌الخلقه باشد. چرا دولت كه منابع آنها را برداشت كرده و در شهرهاي مركزي ايران هزينه مي‌كند، ضرر رسيده به بوميان را پرداخت نمي‌كند؟