خرید شال بررسی آفات نهضت‏ملی در دفتر گفتمان انقلاب

دومین نشست از نشست های دفتر گفتمان انقلاب اسلامی با عنوان «مصدق، کاشانی، نهضت ملی و علل ناکامی هایش» عصر روز گذشته با حضور جمعی از دانشجویان برگزار شد.

در ابتدای این نشست، استاد «یعقوب توکلی» به تشریح ساختار کلی نهضت ملی و در رأس آن دکتر «محمد مصدق» و «آیت الله کاشانی» پرداخت و اظهار داشت: از بارزترین نقایص ملی گرایان می توان به فقدان یک ایدئولوژی و نظام برنامه ریزی درازمدت اشاره کرد.

به گفته توکلی فردی چون آیت الله کاشانی که بواسطه غنای علمی اش می توانست به درجه مرجعیت نیز نایل آید، هر جند به قطع سلطه انگلیس می اندیشید اما هیچگاه یک ذهنیت سازمان یافته از وظیفه و مأموریت اصلی خود نداشت.

این استاد دانشگاه از دکتر مصدق بعنوان فردی فاقد ایدئولوژی سیاسی نام برد و افزود: ملی گرایان به دلیل همین نقیصه ها، قدرت درک ظرفیت های موجود جامعه خود را نداشتند و نتوانستند از داشته های خود حتی در مقام ابزار استفاده نمایند.

در این اوضاع بروز نزاع و کشمکش های دورن حزبی و تناقضات فکری و سلیقه ای از دیگر عواملی بود که سبب گردید ملی گرایان خود را در موقعیت های مختلف تنها بیابند و کسی حاضر به دفاع از آنها نگردد.

توکلی رمز پیروزی حرکت هایی چون حزب اله لبنان را در گرو از خود گذشتگی و فداکاری رهبران آن دانست و تصریح کرد: در میان ملی گرایان می بینیم که فردی چون مصدق واطرافیان وی حاضر به اغتنام این فرصت که به سختی و با مرارتهای بی دریغ ملت به دست آمده بود،نشدند و به فداکاری برای کشور و جامعه خود نپرداختند و چه بسا همین مصلحت اندیشی ها بزرگترین ضربه را به نهضت وارد آورد.

وی آیت الله کاشانی را نیز از این نقیصه مبرا ندانست و تأکید کرد: این مسأله در دکتر مصدق بواسطه مسؤولیت دولتی شان بیشتر نمایان است.

به گفته توکلی اصلی ترین اشتباه مصدق در این بود که او اجازه داد نظام سلطنت برجای بماند و حال اینکه او قدرت ازمیان برداشتن آن را داشت.

وی در بیان اهمیت حذف سلطنت، تعبیر امام خمینی(ره) را مورد استناد قرار داد و گفت: حضرت امام به کرات از حکومت پهلوی به مار تعبیر کرده و می فرمودند: «تنها راه، نابودی شاه و سلطنت است و باید این مار را خفه کرد و اشتباه دکتر مصدق و کاشانی نباید تکرار شود.»

توکلی در تبیین عدم بهره گیری ملی گرایان از ظرفیت های موجود و نبود یک برنامه ریزی منسجم به اقدامات دولت انگلیس در کودتای 28 مرداد سال 32 اشاره کرد و گفت: انگلیسی ها در این جریان از همه داشته های خود استفاده کردند و حتی از وجود برخی لوطی مسلک ها و اراذل و اوباش بهره بردند تا به نتیجه دلخواه خود برسند و کامیابی انگلیسی ها این مسأله را آشکار می کند که حضور مسؤولان ناآگاه به ظرفیت های جامعه و رهبرانی که حاضر به گذشت از منافع شخصی خود نیستند، سبب می شود سرنوشت کشور به دست افرادی بی لیاقت سپرده شود.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به تشریح آموزه های کودتای 28 مرداد و همچنین نهضت ملی پرداخت و اظهار داشت: اولین آموزه این جریانات بر این امر صحه می گذارد که آمریکایی ها به هر قیمتی خواستار ادامه سلطه خود هستند.

دومین نتیجه اینکه برای نجات کشور در گام نخست می بایست تغییر نظری در حاکمیت صورت گیرد و در گام دوم تغییر عملی و این مهم در صورتی تحقق خواهد یافت که سلطنت حذف شود و با اصلاح آن کاری از پیش نخواهد رفت.

در ادامه این نشست که به پرسش و پاسخ دانشجویی اختصاص یافت، استاد توکلی در پاسخ به سؤال یکی از حاضران مبنی بر وجوه اختلاف نظر میان «آیت الله بروجردی» و «نواب صفوی» گفت: آیت الله بروجردی یک شخصیت فرهنگی و زعیم سازمان فکری فرهنگی به نام حوزه علمیه بود که وظیفه خود را در حفظ و صیانت از این مجموعه عظیم می دانست و از آنجا که خود را در جایگاه بزرگانی چون «شیخ مفید» و «شیخ انصاری» و … می دید، تنها به حفظ و حراست از این میراث می اندیشید، لکن هچون سایر علمای عصر خود این ذهنیت سیاسی را نداشت که از داشته های موجود جهت تغییر حاکمیت سیاسی بهره برد. از دیگر سو شخصیت هایی چون امام خمینی(ره) و نواب با اعتماد بر نداشته های خود وارد عمل شده و تلاش می کردند به تغییرات عظیمی دست زنند.

وی در ادامه افزود: آیت الله بروجردی و نواب هردو می خواستند از حوزه برای رسیدن به اهداف عالی خود بهره برند، اما آقای بروجردی سعی در حفظ حوزه داشت در حالیکه شهید نواب می خواست از حوزه به عنوان پلی برای رسیدن به ساختار مورد نظر خود بهره برد و آیت الله بروجردی اعتقاد زیادی به روش های نواب نداشت.

یک جانبه نگری و سرکوب شخصیت دکتر مصدق عنوان سؤال دانشجوی دیگر حاضر در نشست بود که توکلی در پاسخ به آن گفت: حفظ شخصیت بزرگان تاریخ یک وظیفه است اما در عین حال نمی توان منکر واقعیت شد، اگر بزرگان ما بزرگی می کردند و حاضر به فداکاری می شدند سرمایه به دست آمده به راحتی از دست نمی رفت و 25 سال سلطه آمریکا بر ایران تداوم نمی یافت.